آرتژ هاوت كمژ قد ميخ خوس artezez havet kamezez qed mixa xus
اردش را الك كرد و غربالش را آويخت .
كنايه از : شخص به مرحله اي رسيده است كه ديگر بعضي از كارها را انجام نمي دهد يعني ديگر موقيعت انجام بعضي از كارها را ندارد و يا اينكه از او كاري ساخته نيست .
(( من بكفتاني ، اب ، ايچرخ با من گل نگير من كمم ، گل ميخه ور تو ، آرت و بارم هاوتوو ))
آشژندي فوت به دود كرو asez nadi futbe owdud kera
كنايه از : چيز نديدگي و كمبود است
آغلا وري امگو درختم بخوسان agela veri emgu derextem be xusan
آقا كلاغ بلند شو مي خواهم درختم را بيندازم.
كنايه از : جا خالي كردن و رفع زحمت است .
ابله مله ، مين گاگله min gagala ،abel mala
گاوهاي نر در ميان گله هاي گاو
كنايه از : بيكاري و بيعاري است
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم شهریور 1386 ساعت 17:17 توسط ..::. محمد صابر دهاقین ..::..
|